الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
181
شرح كفاية الأصول
قرآن كريم مشتمل بر مضامين و مطالب بسيار بلند و مطالب مشكلى است كه حتّى از دسترس افكار صاحبان انديشه و علمايى كه راسخ در علم و عالم به تأويل قرآن نمىباشند ، به دور است ، و تنها راسخين در علم ( يعنى اهل بيت عليهم السّلام ) از آن آگاهند . نظير اين مطلب را مىتوان در كتابهاى متفكّرين و انديشمندانى كه در مراتب بالاى علم هستند ( مانند ابن سينا ، شيخ طوسى ، شيخ مفيد و . . . ) ديد كه بسيارى از اشخاص ، دسترسى به فهم مطالب اين كتابها ندارند و فقط اشخاص برجسته كه در مراتب بالايى از فضل هستند ، مىتوانند از اين كتابها بهره ببرند . پس اگر كليد فهم اين كتابها تنها در دستان علماى طراز اول است ، قطعا كليد فهم قرآن كه مشتمل بر علم ما كان ( آنچه واقع شده ) و علم ما يكون ( آنچه واقع مىشود ) و مشتمل بر احكام تمام چيزها است ، تنها در دست راسخين در علم و آگاهان به تأويل قرآن مىباشد كه همانا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و ائمّه اطهار عليهم السّلام مىباشند . وجه سوم ( أو بدعوى شمول . . . ) اين وجه ، اشاره به منع كبروى است ، يعنى اگر كتاب ، ظاهر هم داشته باشد ، حجّت نمىباشد ، زيرا خداوند متعال در آيه هفتم از سوره مباركه آل عمران ، آيات را بر دو دسته كرده است : آيات محكمات ، آيات متشابهات . محكمات قرآن كه در واقع نصوص هستند و صريح در مدلولشان مىباشند ، حجّيت دارند . و امّا نسبت به متشابهات ، خود قرآن از اتّباع آنها ، نهى كرده است و لذا حجّيت ندارند ، و ظواهر نيز كه قطعا از مصاديق متشابهات مىباشند ، حجّت نيستند و اتباع از آنها منهىّ مىباشد . و اگر اشكال شود كه يقين و قطع به اين نداريم كه ظواهر از متشابهات باشند ، خواهيم گفت : ظواهر از محكمات و نصوص نمىباشند و لذا احتمال دارد از متشابهات باشند و با وجود اين ، احتمال دارد كه اتباع از ظواهر ، ممنوع باشد .